طبیعت جان، بی حساب شدیم بابا
دیروز همراه یه گروهی از دانشگاه رفتیم حاشیه ی یکی از رودخونه های قزوین زباله هاش رو جمع کردیم.
به قول یکی از بچه ها عشق و حالشو کس دیگه می کنه آشغالشو ما باید جمع کنیم... ولی با این حال خوب بود، خوش گذشت.
اگه آشغال هایی که خودم و هفت نسل اونورترم وارد طبیعت کردیم رو جمع ببندیم کمتر از زباله هایی میشه که دیروز جمع کردم.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 11:50 توسط محمد
|
جهان را بلندی و پستی تویی