غرش طوفان-دوما

انسان وقتی جوان است، تمام اعضای بدنش از اراده ی او اطاعت می نمایند و به محض اینکه مغز برای اعضای بدن فرمانی صادر کرد از طرف آن ها اجرا می شود.

امّا همین که انسان قدم به دوره ی چهل سالگی و زیادتر گذاشت و به تدریج رو به کهولت رفت هر یک از اعضای بدن مانند خادمی که بر اثر خدمت متوالی نزد ارباب،محرم و از خود راضی شده و اوامر را با تأنّی انجام می دهد و دیگر مقید به سرعت عمل نیست، تنبل می گردد و انسان برای این که آ ن ها را وادار به کار کند باید به آن ها فشار بیاورد و خود را خسته نماید.

خدا حافظ غرش طوفان؛ خدا حافظ مردم وحشی فرانسه

بالاخره غرش طوفان هم تموم شد.

جداً ۶۱۰۰ صفحه خوندن صبر عیوب و عشق مجنون میخواد،

شخصیت محوری کتاب ملکه ماری آنتوانت بود،

برای همیشه ۲۱ ژانویه یادم میمونه، ۱۶کتبر یادم میمونه؛

اینا واسم روزای مهمی شدن

ادامه نوشته

نوحي به هزار سال،يك طوفان ديد/ من نوح ني ام غرش طوفان ديدم!!!

همين طور كه به آخراي غرش طوفان نزديك ميشم خوندنش سخت و سخت تر ميشه؛

جلداي قبليش اينجوري نبودا... يه كلّه ۱۰۰ صفحه ش رو ميخوندم بدون اينكه خسته شم

امّا اين دو جلد آخرش ديگه فوق العاده هيجان انگيزه، ۱۰ صفحه ميخونم حتماً باس يه قدمي بزنم يا يه دستشويي برم

به بيماران قلبي توصیه میشه یا این کتاب رو نخونن یا اگه میخونن تا جلد ۵ بخونن! يا اگه قصد خودكشي ندارن هنگام خواندن اين كتاب قرص زيرزبوني به همراه داشته باشند.

الان به اصلی ترین قسمتش رسیدم؛ ملّت شورش كردن و ميخوان لويي شانزدهم و ملكه رو بكشن؛

وااااااااااااااااي آخر هيجانه،

اونجوري نگا نكنين خواهشاً! اگه شماام يكي دوسال وقتتون رو ميذاشتين رو اين كتاب و با  شخصيتاش زندگي ميكردين مي فهميدين من چي ميگم

خل نيستم كه