شرح جنون

تفسیر موضوعی دیوان خواجه شمس الدین محمّد حافظِ شیرازی

سید احمد بهشتی شیرازی


گرچه صد رودست در چشمم مدام

زنده رود و باغ کاران یاد باد

 

باغ کاران، باغ زیبا و با طراوتی بوده است در اصفهان، بر لب زاینده رود.

خواجو:

راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود     در میان باغ کاران یا کنار زنده رود

لیکن خواجه ی شیراز نه به زنده رود توجهی دارد و نه به باغ کاران. زنده رود او اشک نیازمندان و عاشقان است، و باغ کاران، چهره ی زیبا و با طراوت ایشان.

خواجو:

نوازشی بکن از اصفهان که گشت روان

از آب دیده ی ما زنده رود سوی عراق

معنی بیت چنین است که می فرماید: اگر چه صد رود از چشمم روان است، ولی یاد باد آن عاشقان و دوستداران و شادخواران و حقّ گزاران و رازدارانی را که سراپا نیازمندی بودند و از چشمهاشان زنده رود روان بود، و چهره شان از زیبایی و طراوت و عشق، همچون باغ کاران بود. خواجه  نازمندی خودش را متواضعانه با نیازمندی عاشقان پیش از خود مقایسه می فرماید.

ای عزیز، رود چشم عاشقان و نیازمندان هماره زنده است. دیوان خواجه، زنده رود و باغ کاران اوست. تو نیز خرد و هوشمندی و هشیاری را در زنده رود انداز و به گلبانگ اولیاء و عاشقان حقّ ، می نیازمندی بنوش و مست شو:

خرد در زنده رود انداز و می نوش

به گلبانگ جوانان عراقی